رباعی / سرکویری

نمی گویم که امروزت چو دیروز

تو را هر روز نو روزی چو نوروز

رضا پارسی پور

رباعی / سرکویری

داس فلک

با داس فلک چه سروها پی شده اند

آسوده ز های و هو و هی هی شده اند

آن کاسه ی سرها که پُر از مستی بود

چون ساغر خالی شده از می شده اند !!

رضا پارسی پور

#رباعی_سرکویری

#داس_فلک

#رضا_پارسی_پور

دوبیتی  /  سرکویری

دوبیتی / سرکویری

سروِ مست

دلی دارُم به سینه همچو شیشه

که با اشکُم رُخَش شویُم همیشه

میان شاعران آن سروِ مستُم

که بی آبی کبابُم کرده ریشه !!

رضا پارسی پور

**************

#دوبیتی_سرکویری

#سرو_مست

#شاعران

#رضا_پارسی_پور

دوبیتی  /  سرکویری

دوبیتی / سرکویری

باغ آتش

نه شب خواب و نه روز آرام دارُم

نه با این غم میئی در جام دارُم

چو آن پروانه ام در باغِ آتش

به کی گویُم ز کی پیغام دارُم ؟!

رضا پارسی پور

*******

#دوبیتی_سرکویری

#باغ_آتش

#پیغام

#رضا_پارسی_پور

تابش دانش

تابش دانش
ای راز ازل تا به ابد بر تو گشوده
فریاد رسی غیر تو تا بوده نبوده

رو رو که سرت تا نخورد بر در بسته
پیدا نکنی آنکه در بسته گشوده

با دیده ی عبرت بگشا چشم تماشا
بین داس مه از مزرع اختر چه دروده

تنها بنشین با دل تنها بر تنها
جز اشک از این آینه کی زنگ زدوده

گر باده خوری ، تاک نشان با عمل پاک
از باغ امل میوه ی نوبر که شنوده

آن کس که ورا بود دو صد لشگر بیدار
اکنون بنگر یک تنه در خاک غنوده

صبح است و رضا منتظر تابش دانش
تا فهم کند حکمت این مهر سروده !!

پنجشنبه دهم خرداد ماه ۱۴۰۳ دامغان
محمد رضا پارسی پور
#غزل
#تابش_دانش
#رضا_پارسی_پور

یک منظره

یک منظره

بعضی جزایر فقط از داخل کشتی دیدنی و زیبا هستند اما وقتی به آنها نزدیک می شوید می بینید که چه قدر در آن‌ها مار و عقرب وجود دارد!!

Some islands are spectacular and beautiful only from inside the ship, but when you step on them, you see how many snakes and scorpions there are!!

رضا پارسی پور

**************

#یک_منظره

#رضا_پارسی_پور

a_view#

#reza_parsipour

**************

رباعی / سرکویری

خلاصه ی حکایت

بد مست شدیم و خود پسند افتادیم

در آتش تاغ چون سپند افتادیم

سر بسته خلاصه ی حکایت این است

از روز به این شب بلند افتادیم !!

#رضا_پارسی_پور

#رباعی_سرکویری

#خلاصه_حکایت

**************

رباعی / سرکویری

درخت زندگانی

چون گرگ به گلّه ناگهانی زد و رفت

قفلی به سرای مهربانی زد و رفت

چنگیز نبود و مثل چنگیز ولی

آتش به درخت زندگانی زد و رفت !!

#رضا_پارسی_پور

#رباعی_سرکویری

#درخت_زندگانی

**************

دوبیتی / سرکویری

دوبیتی / سرکویری

آبِ پاکی

چنان از دیدنِ رویِ تو مستم

که از مستی نمی دانم که هستم

نمی تابد چو مهرت بر سرِ من

بریز آن آبِ پاکی رویِ دستم !!

رضا پارسی پور

**************

#دوبیتی_سرکویری

#آب_پاکی

#رضا_پارسی_پور

**************

دوبیتی / سرکویری

بیتابی

چنان از دیدن روی تو مستم

که آخر می دهی کاری به دستم

نمی تابد چو مهرت بر سرِ من

ز بیتابی به مهتابت نشستم !!

رضا پارسی پور

**************

#دوبیتی_سرکویری

#بیتابی

#رضا_پارسی_پور

شیر آشیان

شیر آشیان

کن چاره ی بیچارگان ای دستِ تقدیر

سیرند و ما را کرده اند از زندگی سیر

مادر اگر طفلی بزاید در سحرگاه

از غصّه و غم می شود طفلک به شب پیر

گمگشته و گُم کرده راهیم در بیابان

کو اختری تا سر زند زین شامِ دلگیر

غم روی غم بارد چو باران بر سرِ ما

رستم اگر آید شود اینجا زمینگیر

این شهر و این تو ، هر کجا خواهی نظر کن

بر دست و پای مردم است از فقر زنجیر

با حسرت از پیرانِ آبادی شنیدم

ویران شد این شیر آشیانِ خالی از شیر

وقتی " رضا " نانی میان سفره ای نیست

بر دوشِ کی باید نهادن دستِ تقصیر ؟!

رضا پارسی پور

**************

#غزل

#شیر_آشیان

#رضا_پارسی_پور

آخرین نگاه

آخرین نگاه

این غزلم برای بیش از سی سال پیش است .

رفتی و مهر خود به دلم جا گذاشتی

سنگی به رسم توبه به مینا گذاشتی

ای آفتاب ، با همه مهرت مرا چو شمع

تنها به دست باد صبا وا گذاشتی

ای آشنا به جان تو یادم نمی رود

روزی که تو به دشت دلم پا گذاشتی

خواهی بیا و خواه برو ، میل میلِ توست

حالا که بی نصیب دلِ ما گذاشتی

امروز بی وجود تو عمرم ز دست رفت

فردا چه سر کنم که نه فردا گذاشتی

ای شهسوار حُسن ، شکایت کجا بَریم

ما را میان گَردِ ستمها گذاشتی

ای آنکه نام ما به رفاقت نمی بری

از کی تو پا به کوچه ی حاشا گذاشتی

در آخرین نگاه " رضا " گفتمش که باز

رفتی و مهرِ خود به دلم جا گذاشتی !!

رضا پارسی پور

**************

#غزل

#آخرین_نگاه

#شهسوار_حُسن

#رضا_پارسی_پور

تشبیه شاعران به ... !!

تشبیه شاعران به ... !!

شاعران مثل زنبور عسل هستند کام همه را شیرین می کنند ولی کام خودشان همیشه تلخه !!

#رضا_پارسی_پور

**************

#شاعران

#زنبور_عسل

ترجمه انگلیسی

Poets are like bees, they sweeten everyone's palate, but their own palate is always bitter!!

رباعی / سرکویری

رباعی / سرکویری

رازِ مریم

تو پاکیِ جان و جسم داری ، مریم

چه عطرِ خوشی به اسم داری ، مریم

آن دَم که دو نرگسِ تو دیدم ، گفتم

در بُردنِ دل ، طلسم داری ، مریم !!

رضا پارسی پور

**************

#رباعی_سرکویری

#رضا_پارسی_پور

#راز_مریم

رباعی / سرکویری

رباعی / سرکویری

چراغِ خویش

هُشیارِ زمانه ایم و بی هوش و خراب

گاهی سر سجّاده و گَه پایِ شراب

هر کس به چراغِ خویش می پوید راه

گفتم که بماند از من این ، حرفِ حساب !!

رضا پارسی پور

**************

#رباعی_سرکویری

#رضا_پارسی_پور

#چراغ_خویش

تاجر شعر

تاجرِ شعر

زیره بردیم به کرمان و شنیدیم ز نی

قزوه هم تاجرِ شاعر شده از هند به ری

سردتر از یخ و برف است چنین بیع و شَرا

یخ که دیده است فروشند در این مُلک به دی

نه ستم بر منِ شاعر که غریبم به وطن

به غریبان دگر همچو من این از که و کی

با چنین ظُلم که از قزوه عیان می بینیم

شاعران بس که نجیبند نگیرند به وی

با که گوییم " رضا " کز لَجِ این تاجرِ شعر

نه مرا آرد به اَنبان و نه در خُنبَره می !!

دامغان / پنجشنبه / نُهم فروردین / 1403

رضا پارسی پور

#غزل

#هند

#ری

#تاجر_شعر

#علیرضا_قزوه

#رضا_پارسی_پور

**************

رباعی / سرکویری

رباعی / سرکویری

میل سفر

در خویش کسی میلِ سفر دارد ، نه

همسایه ز همسایه خبر دارد ، نه

چون گُرگ به جانِ همدگر اُفتادیم

حالا تو بگو ، دُعا اثر دارد ، نه !!

رضا پارسی پور

**************

#رضا_پارسی_پور

#رباعی_سرکویری

#میل_سفر

#همسایه

#گرگ

#دعا

پیام دوست

پیام دوست

کنون که فصل بهار است و عید و سایه ی تاک

بیار و باز بیفکن به جام ما تریاک

بهار آمده هان گر دلِ نظر داری

پیام دوست بخوانی به دیده ی ادراک

بنفشه سر به گریبان نشسته بر لب جو

چنان که عارف خاموش از هیاهو پاک

به قلب ظلمت اگر یک چراغ افروزی

فروغ نام تو تابد اَبد به هفت افلاک

غرور سر زَندَت ، آن چنان که طوفان شمع

چه ذلّتی است به تحقیر خاکیان در خاک

ز می چو مست شدی سرّ عشق پنهان دار

که از بیان ز ندامت کنی گریبان چاک

گرفته دست هر افتاده آنکه جز او نیست

منه پیاله ز دست و " رضا " مشو غمناک !!

دامغان / دوّم فروردین ماه هزارو چهارصد و سه

محمّد رضا پارسی پور

**************

#رضا_پارسی_پور

#پیام_دوست

#غزل

سوگ و سنگ 2

سوگ و سنگ 2

برای سنگ مزار شادروان " رضا معلّم " ، برادر مِه تَرِ استاد " علی معلّم دامغانی "

چو لاله همه لَختِ دل باد نوشش

شقایق که روشن شد از باده هوشش

مُدامش چو سروی در این شور بُستان

پَرندی ز آزادگی زیبِ دوشش

ندیدم از او من به جز مهربانی

به چشمان پُر شرمِ نرگس فروشش

نمی سوخت ، جز در غمِ زیر دستان

نمی ساخت ، جز با دلِ دُرد نوشش

کرامت ز طبع بلندش هویدا

نصایح ز آباء عِلوی به گوشش

ز خورشید ، میراثِ او ، روشنایی

ز تعلیم ، علم معلّم نیوشش

نُه از فروَدین ماه هشتاد و هفتم

فرو خُفت چون باده در خُمره ، جوشش

رضا بود از جان " رضا " ی " معلّم

چو شمعی فروزنده ، شرم از خُروشش

بخوان حمد بر خاک آزاد مردی

که هر دَم بُوَد صد سلام از سروشش

رضا پارسی پور

**************

#رضا_پارسی_پور

#سوگ_و_سنگ

#رضا_معلّم

#استاد_علی_معلّم_دامغانی

#دامغان

دوّم اُردی بهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت

رباعی / سرکویری

رباعی / سرکویری

سخن به لحنِ لالو

اسرارِ امور مُلک ، امیران دانند

از رنج سفر به ره فقیران دانند

با لال سخن به لحن لالو گفتم

پیریست حکایتی که پیران دانند !!

#رضا_پارسی_پور

#رباعی_سرکویری

#سخن_به_لحن_لالو

#حکایت_پیری

**************

رباعی / سرکویری

رباعی / سرکویری

تمامِ کارِ دنیا

گِرد است زمین هر آنچه خواهی ، نکنی

آتش به مزارِ خویش ، راهی نکنی

بازیست تمامِ کارِ دنیا ، هُشدار

چون باز ، ستم به مرغ و ماهی نکنی !!

#رضا_پارسی_پور

#رباعی_سرکویری

#کار_دنیا

#باز

**************

رباعی / سرکویری

رباعی / سرکویری

حقیقت

در خُمره نِشَسته و نَشُسته پاکی

از بی خبری با خبر از افلاکی

روزی که حقیقت به تو بنماید رو

خاک آنِ تو است یا تو از آنِ خاکی ؟!

#رضا_پارسی_پور

#رباعی_سرکویری

#خُمره

#نَشُسته_پاک

#حقیقت

#خاک

**************

رباعی / سرکویری

رباعی / سرکویری

غیبت خلق

با غیبت خلق کار ابلیس مکن

خود را به خیال خام تقدیس مکن

نوشی اگر آب چشمه ای ، نیکش دار

مانند سبو زیر خودت خیس مکن !!

#رضا_پارسی_پور

#رباعی_سرکویری

#غیبت_خلق

**************

رباعی / سرکویری

رباعی / سرکویری

این غم

آنکس که چو شمع بگرید از این غم کیست

این ظاهر کارهای بی باطن چیست ؟!

هر جا که نظر کردم و اندیشه و غور

کاری که به دست اهل آن باشد نیست !!

#رضا_پارسی_پور

#رباعی_سرکویری

#این_غم

**************

نگین مهر

نگین مهر
انسان چه کرده است که باید چنین کشد
بر دوش خویش آب و گل آن و این کشد
هی برج ها بسازد و بارو پی افکند
تا سر کشد ز اوج و کمان از کمین کشد
نقد آورد ز شام و دهد نسیه در یمن
آن می که ری کشیده ز سودا به چین کشد
تا دارد این خیال به سر دیو خیره سر
باید همان بسازد و باید همین کشد
خاکی که نیست حاصل آن شاعر و شراب
بادش که شام عیش عطش آتشین کشد
تا دست می نهم به سر شانه ی سبو
آید ز در که محتسبم آستین کشد
این خار ره که آب هزار آسیا ببست
نفرین و ناله ریشه ی آن از زمین کشد
فکری برای توبه و تقوی کن ای عزیز
ترسم که این عمل به دم آخرین کشد
یادش بخیر عارف حق بین معلمم
حقش به حق به صدر بهشت برین کشد
ذکری که او ز راز به تسبیح من سپرد
دانم که دور چرخ به مهرم نگین کشد
همدم به غیر باده و افیون نماند و باز
نازم " رضا " که ناز دو این نازنین کشد
پرسیدم این سوال و نگفتی جواب آن
انسان چه کرده است که باید چنین کشد ؟!

رضا پارسی پور

**************
در بیت نهم منظورم " حاج میرزا علی اکبر معلم دامغانی " است.

#حاج_میرزا_علی_اکبر_معلم

#رضا_پارسی_پور

#باغ_باران

#نگین_مهر

#دامغان

شعر چیست ؟!

#سرکویری_رباعی

شعر چیست ؟!

این نکته نوشتم از سر هشیاری

دریابی اگر که کرد فهمت یاری

گفتند که شعر چیست ، شاعر گفته است

خوابی است که دیده ایم در بیداری !!

#رضا_پارسی_پور

#شعر_چیست

#رباعی_سرکویری

#دامغان

**************

شعر

شعر

شعر ، خوابی است که در بیداری می بینی !!

رضا پارسی پور

A poem is a dream you can see
while you’re awake

انگلیسی

Een gedicht is een droom die je ziet als je wakker bent
هلندی

#رضا_پارسی_پور

#شعر

#دامغان

**************

رباعی / سرکویری

رباعی / سرکویری

گفت و نوشت

خواهی که فلک بر تو همی گردد خوش

پاکیزه و فرزانه شوی چون کوروش

روشن تر از این نمی توان گفت و نوشت

در خویش بیاب اژدها را و بکُش !!

#رضا_پارسی_پور

#رباعی_سرکویری

#گفت_نوشت

#دامغان

**************

غزلنامه

غزلنامه ای ، تقدیم به پیشگاه مقام معظّم رهبری

" حضرت آیت الله العظمی خامنه ای "

خود بخوان

گفته ام ای رهبر فرزانه بهرت بارها

شیرم و افتاده ام در حلقه ی کفتارها

گر نگیرد مهر تو دستم ، نخیزم از زمین

گر نتابد مهر بر تاکی ، نروید بارها

بیشتر از من کسی بهر شما شعری نگفت

کمتر امّا گشتم از مهرت ز برخوردارها

حوزه با من کرد آن کاری که طوفان با چنار

راستی را این زمان کو ارزش و مقدارها

شاعرم ، مصدوم از جنگ و سه سال است بی حقوق

خود بخوان این ماجرا را از کم و بسیارها

آرزومندم به دیدارت رسم بار دگر

تا بگویم با شما یک شمّه از غدّارها

یا بکُش من را به هجران یا به فریادم برس

جز شما کو آنکه آسان سازد این دشوارها

بیش از این دیگر نمی گویم که می گوید " رضا "

از دل هم با خبر باشند دائم یارها !!

محمّد رضا پارسی پور

**************

#مقام_معظّم_رهبری

#حضرت_آیت_الله_العظمی_خامنه ای

#حوزه_هنری

#غزلنامه

#رضا_پارسی_پور

#دامغان

رباعی /  سرکویری

رباعی / سرکویری

... گذشت !!

جز او به کسی دل که نبستیم و گذشت

از هر چه که هست و نیست رَستیم و گذشت

دوری که در آن باز ، به بازی گیرند

چون جغد به ویرانه نشستیم و گذشت  !!

#رضا_پارسی_پور

#رباعی_سرکویری

#گذشت

#دامغان

**************

رباعی / سرکویری

رباعی / سرکویری

همسفران من

من همسفرانم همه رهزن بودند

آتش زن صد هزار خرمن بودند

چون غم نخورم که تا قیامت افسوس

گفتند که دوستیم و دشمن بودند  !!

محمّد رضا پارسی پور

**************

#رضا_پارسی_پور

#رباعی_سرکویری

#همسفران

#دوست_دشمن

#دامغان

رباعی / سرکویری

رباعی / سرکویری

رند

رند آن که به هیچ بند پیوندش نیست

بیمی به جز از خشم خداوندش نیست

دنیا که سرای بازی طفلان است

آسوده کسی که مال و فرزندش نیست  !!

محمّد رضا پارسی پور

**************

#رضا_پارسی_پور

#رباعی_سرکویری

#رند

#مال-و-فرزند

#دامغان

دورِ مهر

برای شادروان " پرویز ارسطو "

دورِ مهر

کوچه هایی پُر درخت و آب در جو داشتیم

آسمانی پُر ز پرواز پرستو داشتیم

غم نمی خوردیم و شادی بود و خنده روز و شب

طبعِ گرم و مهربان ، چون یاس خوشبو داشتیم

از سرِ بامِ فلک هر دَم که می رفت آفتاب

کهنه فانوسی چو حافظ ، پاک و پُر سو داشتیم

برف می بارید و باران ، سوز و سرمایی نبود

خاطراتی گرم و شیرین تر ز کندو داشتیم

تا قیامت می توانم گفت از آن دورِ مهر

کی چو جغدی بر سر ویرانه کو کو داشتیم

من شنیدم یار و استادم ز دنیا رفت و ، رفت

آنکه شبهای خوشی تا صبح با او داشتیم

منطقش مهر و کلامش شعر و عشقش فلسفه

این چنین عیشی " رضا " ما با ارسطو داشتیم !!

محمّد رضا پارسی پور

**************

#رضا_پارسی_پور

#پرویز_ارسطو

#غزل

#دور-مهر

#دامغان

رباعی / سرکویری

رباعی  /  سرکویری

چراغِ اندیشه

خاکی که کند نهالِ من ریشه کجاست 

آنجا که بَرَم چراغِ اندیشه کجاست

در شهرِ خرابی که خراباتش نیست

من مستِ می و تو غافلی شیشه کجاست  ؟!

رضا پارسی پور

**************

#رضا_پارسی_پور

#رباعی_سرکویری

#چراغ_اندیشه

#دامغان